چندي پيش مصاحبه ای از دکتر ابراهیم فیاض روی خروجی خبرگزاری فارس و پس از آن در بیشتر سایت های خبری منتشر شد. عنوانی که بعضی سایت های خبری به آن داده بودند، عنوانی با مسما بود"ای اس ای قاتل دانشمندان ایرانی" . شاید خوانندگانی که شم سیاسی قوی داشته باشند، سریع منظور از"ای اس ای" را سازمان اطلاعات ارتش پاکستان فرض کنند؛ اما برای نگارنده این سطور که دیرزمانی است مدافع تولید علم در ایران و مشارکت در تولید علم جهانی بوده است و از قضا هفته پیش کتاب "تولید علم در علوم انسانی" دکتر فیاض را خوانده بود؛ مساله به چهره ای دیگر رخ می نمود.
مصاحبه که هدف از آن آسیب شناسی آموزش عالی در ایران بود؛ با فرازهایی بسیار مهم از بیانات امام راحل در زمینه اهمیت حوزه و دانشگاه و روحانی و دانشجوآغاز می شد و با سخنان آتشین دکتر فیاض که کم و بیش با قلم و گفتارش آشنا بودم، ادامه می یافت. جان کلام دکتر فیاض این بود که دانشگاه باید کن فیکون شود. سراسر مصاحبه سرشار است از شعارهای بسیارخوبی که هر ایرانی مسلمان و متعهدی می بایست آرزوی تحقق آنها را در سر داشته باشد. از جمله این جملات و شعار ها، می توان به موارد زیر اشاره کرد:
بايد جهان را وارد ايران كرده و ايرانياش كرد
آموزش بايد دانش محور باشد
آموزش عالي نياز به تئوري كلان دارد
لزوم حضور نخبگان در بخشهاي مرتبط با آموزش عالي
كتابهاي تأليف بومي چرخه علمي توليد ميكند
چرخه علمي جهاني بايد در ايران رخ دهد
هر چند نمی توانم توافق نظر خود را در بعضی از زمینه با دکتر فیاض اعلام ننمایم؛ اما به عنوان معلمی کوچک معتقدم می بایست دیدگاههای این برادر بزرگوار به چالش کشیده شود، تا انشاالله با بهره گیری از نظرات نخبگان جامعه زمینه تحقق این شعارها خصوصا شعار اول فراهم گردد.
به راستی کدام ایرانی مسلمانی می خواهد جهان ایرانی و البته اسلامی نشود؛ به قول شاعر "خانه اش ویران باد". امروز تقریبا بیشتر متون علمی جهان به زبانی نوشته می شود که شاید زبان مادری حداکثر 10 درصد مردم جهان باشد. ما امروز اگر بخواهیم دنیا را ایرانی کنیم یا به فرمایش مقام معظم رهبری زبان فارسی را به زبان علمی دنیا تبدیل کنیم؛ ناچاریم ابتدا حرفمان را به زبان علمی دنیا بزنیم، تا دانشمندان جهان که به غلط یا به درست تمام بانک اطلاعاتی شان به زبان انگلیسی درهمین پایگاههای قاتل است، حرف حساب ما را بشنوند و بدانند که ما هم حرفی برای گفتن داریم و آنگاه بیایند زبان و علم ما را بیاموزند.
شاید دوستان علوم انسانی ما بگویند چون سخن ما با مبانی اعتقادی غرب در تضاد است، غربی ها به چاپ مقالات و کتب ما رضایت نمی دهند و اجازه نمی دهند که کسی صدای ما را بشنود. سخن کاملا منطقی است اما اگر می خواهیم جهان را ایرانی کنیم؛ باید تدبیری دیگر به کار بندیم که بسته ایم. نمایه استنادی علوم جهان اسلام را که خود مبتکر آن بوده ایم؛ را هم اکنون در اختیار داریم. اگر ما واقعا در دنیای امروز حرفی برای گفتن داریم -که یقینا داریم- بیاییم حرفمان را درمجله علمی خودمان ،به زبان زنده دنیا منتشر کنیم و چکیده آنرا در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام نمایه کنیم. به مرور زمان دنیا می فهمد که ما از چه گنجینه عظیمی از معارف برخورداریم و برای بهره برداری بیشتر به سراغ یادگیری از سرچشمه اصلی خواهد آمد. با این کار می توان در دراز مدت به افق 50 ساله ای که برای گسترش زبان فارسی به عنوان زبان علمی دنیا ترسیم شده است؛ دست یافت.
چه بخواهیم و جه نخواهیم دنیا به شدت در حال کوچک شدن است و پایگاههای مستندات علمي مانند "ای اس ای" آبشخور نخبگان علمی دنیا و معلمان حاکمان آینده دنیا می باشند. پس اگر بخواهیم در آینده اداره این دنیا نقش داشته باشیم یا در بدترین حالت به عنوان یک کشور و فرهنگ و مذهب مستقل وجود داشته باشیم؛ ناگزیریم تا می توانیم از تولیدات علمی مان به ویژه در زمینه علوم انسانی به این اقيانوس بزرگ دانش بشری بیفزاییم تا محتویات این اقیانوس بيكران، کمی اسلامی، انسانی و رحمانی تر شود.
از مساله علوم انسانی که بگذریم آقای دکتر در گوشه ای دیگر از بیانات شان ارسال مقاله برای مجلات بین المللی را نوکری بیگانگان دانسته اند. در جواب این سخن باید گفت ما هم اکنون به زحمت در نزدیک به یک درصد از تولید علم دنیا نقش داریم و 99 درصد دیگر علم دنیا را، سایر کشورها تولید می کنند و ما از آنها استفاده می کنیم. از این 99 درصد آبشارهای بزرگ سانتریفیوژی راه می اندازیم، ماهواره بر و ماهواره می سازیم ،در زمینه سلول های بنیادی کارهایی انجام می دهیم که دنیا انگشت به دهان می ماند، داروهاي جديد مي سازيم، در زمینه ساخت آلیاژها به پیشرفتهای بزرگ دست می یابیم و هزاران پیشرفت دیگر. با این حساب ما که یک درصد تولید علم جهانی را داریم، به اندازه یک درصد نوکری می کنیم؛ اما بیگانگان که 99 درصد تولید علم دنیا را دارند و ما تقریبا به رایگان از آن استفاده می کنیم به اندازه 99 درصد نوکری ما را می کنند. پس خوش به حال ما که این همه نوکر داشتیم و خودمان هم نمی دانستیم!
در پايان خدمت اين بزرگوار و ديگران بزرگواراني كه هر از چندگاه از مرگ اي اس اي دم مي زنند بايد عرض كنم ما بيش از 70 هزار هيات علمي داريم و اينكه به آنها تحكم كنيم كه كه همه بايد مقاله اي اس اي داشته باشند همانقدر ناپسند و نارواست كه از آنها بخواهيم همه كار كاربردي انجام دهند يا اينكه همه كتاب فارسي بنويسند. متاسفانه اين تفكر غلط كه مي خواهد همه را به يك چوب براند قاتل علم و دانشگاه ايراني است. چرا چيزي را كه خدا بيش از توان ما بر ما تكليف نكرده مي خواهيم به اجبار به همگان تكليف كرده و بقبولانيم؟ استعداد افراد متفاوت است بگذاريد كسي كه كار پژوهشي محض در مرزهاي دانش انجام مي دهد؛ انجام دهد، كسي كه مي تواند پژوهش هاي كاربردي انجام دهد؛ به كار خويش مشغول باشد، كسي كه در دانشگاه كار فرهنگي انجام مي دهد- كه كار بسيار ارزشمندي است- بگذاريم كارش را انجام دهد.كسي كه كتاب فارسي مي نويسد و بنيان هاي زباني- فرهنگي ما را استحكام مي بخشد مورد حمايت قرار دهيم. به جاي نشان دادن مسير و بر حق دانستن مسير پيشنهادي خود، افق را ترسيم كنيم و از همه بخواهيم كه با مسيرهاي پيشنهادي خود به اين افق برسند. افقي كه اعتلاي ايران اسلامي را در پي داشته باشد، افقي كه احيا شوكت ديرين تمدن پرشكوه اسلامي را مدنظر داشته باشد. البته ناگفته پيداست مسير سكولاريسم هيچگاه به اين افق نخواهد رسيد و شايسته نيست به بهانه سكولاريسم هر كس كه مسير ما را نپسنديد، متهم كنيم .